عاشقي چيزي براي هديه نيست
طرح دريا وغروب وگريه نيست
عاشقي يك كلبه ي ويرانه نيست
صحبت ازشمع وگل وپروانه نيست
عاشقي تنها وتنها يك تب است بي تومردن در سكوت يك شب است.
+
نوشته شده در شنبه پانزدهم تیر 1387ساعت 15:16 توسط پیمــــان ارازل
|
من برای مرگ خود یک بهانه می خواهم
یک بهانه ی پوچ عاشقانه می خواهم
از غمی که می دانی بی تو بودنم مرگ است
بی تو هرگز ...
گر بهانه این باشد من بهانه می گیرم
عاشقانه می میرم ...
دلم گرفته آسمان دل کوچکم
ابری و غم زده است و هوای
آن بارانی ...
چشمانم در فراق دیدگانت به
هیچ نگاهی دلخوش نیست
+
نوشته شده در شنبه هشتم تیر 1387ساعت 12:2 توسط پیمــــان ارازل
|
نباشی سرد و خاموشم همیشه
فقط با غم هم آغوشم همیشه
صمیمانه برایت می نویسم
که بی یادت فراموشم همیشه
در آسمان عشق با تو آشنا شدم
در مرداب عشق با تو غرق شدم
و در آتش عشق با تو میسوزم
ستاره ی امیدم از تو به خود رسیدم
مقام زندگی رو تو چشمای تو دیدم
+
نوشته شده در پنجشنبه شانزدهم خرداد 1387ساعت 13:10 توسط پیمــــان ارازل
|
یادمان باشد از امروز جفایی نکنیم
گر که در خویش شکستیم صدایی نکنیم
خود بتازیم به هر درد که از دوست رسد
بهر بهبود ولی فکر دوایی نکنیم
جای پرداخت به خود بر دگران اندیشیم
شکوه از غیر خطاست خطایی نکنیم
یاور خویش بدانیم خدایاران را
جز به یاران خدا دوست وفایی نکنیم
یادمان باشد اگر خاطرمان تنها ماند
طلب عشق زهر بی سرو پایی نکنیم
گر که دلتنگ از این فصل غریبانه شدیم
تا بهاران نرسیده است هوایی نکنیم
گله هرگز نبود شیوه ی دلسوختگان
با غم خویش بسازیم و شفایی نکنیم
یادمان باشد اگر شاخه گلی را چیدیم
وقت پرپر شدنش ساز و نوایی نکنیم
پر پروانه شکستن هنر انسان نیست
گر شکستیم زغفلت من و مایی نکنیم
و به هنگام نیایش سر سجاده ی عشق
جز برای دل محبوب دعایی نکنیم
مهربانی صفت بازار عشاق خداست
یادمان باشد از این کار ابایی نکنیم
+
نوشته شده در پنجشنبه شانزدهم خرداد 1387ساعت 13:8 توسط پیمــــان ارازل
|
اگر میخوایش برو ادامه مطلب؟؟؟؟
ادامه مطلب
+
نوشته شده در چهارشنبه پانزدهم خرداد 1387ساعت 18:40 توسط پیمــــان ارازل
|
مرا صد بار از خود برانی دوستت دارم
به زندان خیانت هم کشانی دوستت دارم
چه سود از مهر ورزیدن
چه حاصل از وفا کردن
مرا لایق بدانی یا ندانی
دوستت دارم
+
نوشته شده در دوشنبه سیزدهم خرداد 1387ساعت 11:35 توسط پیمــــان ارازل
|
+
نوشته شده در جمعه دهم خرداد 1387ساعت 11:12 توسط پیمــــان ارازل
|
+
نوشته شده در جمعه دهم خرداد 1387ساعت 11:10 توسط پیمــــان ارازل
|
+
نوشته شده در چهارشنبه هشتم خرداد 1387ساعت 19:19 توسط پیمــــان ارازل
|
عزیزم دلت هميشه زندان من است
آتشكده عشق تو از آن من است
آن روز كه لحظه وداع من و توست
آن شوم ترين لحظه پايان من است
+
نوشته شده در چهارشنبه هشتم خرداد 1387ساعت 19:8 توسط پیمــــان ارازل
|
گريه هايم بي صداست،عشق من بي انتهاست
ردپاي اشكهايم را بگير،
تا بداني خانه ي عاشق كجاست.
+
نوشته شده در چهارشنبه هشتم خرداد 1387ساعت 19:4 توسط پیمــــان ارازل
|
+
نوشته شده در چهارشنبه هشتم خرداد 1387ساعت 18:57 توسط پیمــــان ارازل
|
+
نوشته شده در چهارشنبه هشتم خرداد 1387ساعت 18:56 توسط پیمــــان ارازل
|
+
نوشته شده در چهارشنبه هشتم خرداد 1387ساعت 18:52 توسط پیمــــان ارازل
|
+
نوشته شده در چهارشنبه هشتم خرداد 1387ساعت 17:57 توسط پیمــــان ارازل
|

من به آمار زمین مشکوکم !!!!!!
اگر این سطح پر از أدم هاست
پس چرا این همه دل ها تنهاست؟؟؟؟
+
نوشته شده در چهارشنبه هشتم خرداد 1387ساعت 17:42 توسط پیمــــان ارازل
|
سلام به تو که از من دوری
سلام علیرضای قلبم خیلی دلم برات تنگ شده


نویسنده ی شعرای آشقانه ........
خیلی دو ست دارم عزیزم


+
نوشته شده در چهارشنبه هشتم خرداد 1387ساعت 15:36 توسط پیمــــان ارازل
|
خیسم ز گریه از درد ت
نهایی...





چند روزی میشه که مدام تو فکرشم
نمیدونم چه کار کنم؟
تنهایی مثل یه خوره داره جونمو می خوره
تنهایی برای هیچکس خوب نیست
نمی دونم چه طوری شروع کنم
آخه بدون اون نمی تونم
البته تنهایی خوبه
البته تنهایی برای همه خوب نیست
من بی تو نیستم
من بی تو یا تو بی من
یا...


هر دومون بدون هم
ولی شاید من نتونم بهش بگم...دوست دارم
دل من داره از درد دوریت می ترکه...
یهو از خواب پریدم
همه جا رو دنبالت گشتم
اما
تو منو تنها گذاشتی و رفتی...
خیسم ز گریه از درد تنهایی...

+
نوشته شده در چهارشنبه هشتم خرداد 1387ساعت 15:30 توسط پیمــــان ارازل
|
گفتی:بگو؟
گفتم:نرو!!!!!!!
گفتی:آخه نمیشه
گفتم:چرا؟
گفتی:ما برای هم ساخته نشدیم!!!!!!
آخه من نمیدونم برای کی ساخته شدیم
مگه خودت نمی گفتی:تا ابد باهاتم...
...حالا چرا نیمه راه منو ول کردی؟
دلیل این رو نمی دونی...میدونم که نمی دونی!!!!
من میدونم...
عشق من و تو از بین رفت و بین تو با یکی دیگه بوجود اومد
کاش عاشق نمی شدم
اگر هم می شدم عاشق تو نمی شدم
باور کن دلم هنوز گرفتارته
+
نوشته شده در چهارشنبه هشتم خرداد 1387ساعت 15:28 توسط پیمــــان ارازل
|
خدارو می خوام نه واسه سکه و سکوی و مقام
خدارو میخوام که فقط تو رو نگه داره برام
*****با عکست عاشقت شدم...یهویی دیوونت شدم...یک دفه از خواب پریدم...دیدم که عاشق توام..........................................*****
کی تا حالا با عکس عاشق یکی شده؟
کی تا ندیده عاشق یکی شده؟
من عاشق صداش شدم...عاشق سلام کردناش
عاشق اون مرامش
عاشق اون نگاه زهردارش
زهر دوست داشتن
زهر دیوونگی رو به من تزریق کرد
منو مست کرد... دوستش دارم چون همیشه باهاشم
تو قلبشم چون تو قلبمه
عاشقشم چون عاشقمه
دیگه هیچوقت فراموشش نمیکنم
یاد باد آن روزگاران یاد باد
یاد یاران سفر کرده به خیر......................................
+
نوشته شده در چهارشنبه هشتم خرداد 1387ساعت 15:16 توسط پیمــــان ارازل
|
+
نوشته شده در چهارشنبه هشتم خرداد 1387ساعت 15:9 توسط پیمــــان ارازل
|
کاش...
کاش نمی گفتم خداحافظ...
کاش می گفتم به امید دیدار...
کاش دوباره می دیدمت ...
کاش می دیدمت زیر درخت عاشق آن بید لرزان...
کاش نمی گفتم بی تو میمیرم...
کاش می گفتم باتو زنده ام...
آرزوی پوشالی...
آرزومه فقط یه بار بهم بگی عاشقتم
آرزومه فقط یه بار بگی بی تو میمیرم
آرزو موند به دلم با تو زندگی کنم
آرزو موند به دلم نگم بی تو نمی تونم
آرزو موند به دلم که آرزوی تو باشم
+
نوشته شده در چهارشنبه هشتم خرداد 1387ساعت 14:54 توسط پیمــــان ارازل
|
کاش...
کاش نمی گفتم خداحافظ...
کاش می گفتم به امید دیدار...
کاش دوباره می دیدمت ...
کاش می دیدمت زیر درخت عاشق آن بید لرزان...
کاش نمی گفتم بی تو میمیرم...
کاش می گفتم باتو زنده ام...
آرزوی پوشالی...
آرزومه فقط یه بار بهم بگی عاشقتم
آرزومه فقط یه بار بگی بی تو میمیرم
آرزو موند به دلم با تو زندگی کنم
آرزو موند به دلم نگم بی تو نمی تونم
آرزو موند به دلم که آرزوی تو باشم
+
نوشته شده در چهارشنبه هشتم خرداد 1387ساعت 14:54 توسط پیمــــان ارازل
|
کجاست نشانی دوست...؟
دوباره شب شد و سکوت وانتظار...
دوباره سکوت شبانه و دوباره لرزشهای دلم برای دیدن تو...
دوباره دلم هوای عاشقی دارد
دوباره دلم دیوانه شد و به دنبال یه نشانی می گردد
کجاست نشانی دوست...؟
کجاست عاشق بی ادعا...؟
کجاست راحتی جان ما...؟
بی ارزش برای شما...این قلب کوچک ما
کجا رفت...
کجارفت آن عاشق بی خبر
دلم را برد با خود به شهری دگر
مرا کشاند دنبال خودبه آن شهر
خودش رفت از آن شهر به شهر دگر
کجاست نشانی دوست...؟
کجارفت آن عاشق بی خبر...!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
+
نوشته شده در چهارشنبه هشتم خرداد 1387ساعت 14:50 توسط پیمــــان ارازل
|
+
نوشته شده در شنبه چهارم خرداد 1387ساعت 9:49 توسط پیمــــان ارازل
|
برای تو...
برای تو مینویسم
برای تو که اینقدر از من دوری...
به تو می اندیشم
به تو که این همه خوبی...
به تو که این همه ماهی...
به تو که عاشقانه ای برای ترانه هایم...
به تو که قافیه ای برای شعرهایم...
به تو که همیشه با منی...
نمیدونم فردا کی میاد...
خودم هم این رو فهمیده بودم...
هی پلکم می پرید
هی کفشام جفت می شدند
+
نوشته شده در پنجشنبه دوم خرداد 1387ساعت 17:33 توسط پیمــــان ارازل
|
+
نوشته شده در پنجشنبه دوم خرداد 1387ساعت 17:24 توسط پیمــــان ارازل
|
خیسم ز گریه از درد تنهایی...





چند روزی میشه که مدام تو فکرشم
نمیدونم چه کار کنم؟
تنهایی مثل یه خوره داره جونمو می خوره
تنهایی برای هیچکس خوب نیست
نمی دونم چه طوری شروع کنم
آخه بدون اون نمی تونم
البته تنهایی خوبه
البته تنهایی برای همه خوب نیست
من بی تو نیستم
من بی تو یا تو بی من
یا...


هر دومون بدون هم
ولی شاید من نتونم بهش بگم...دوست دارم
دل من داره از درد دوریت می ترکه...
یهو از خواب پریدم
همه جا رو دنبالت گشتم
اما
تو منو تنها گذاشتی و رفتی...
خیسم ز گریه از درد تنهایی...

+
نوشته شده در چهارشنبه یکم خرداد 1387ساعت 11:32 توسط پیمــــان ارازل
|
+
نوشته شده در دوشنبه بیست و سوم اردیبهشت 1387ساعت 12:20 توسط پیمــــان ارازل
|
سلام خدمت شما کار بران عزیز
امیدوارم حالتون خوب باشه.
من سعی دارم مطالب وبسایتم با بقیه وبسایتها فرق داشته باشه

من تصمیم دارم بهترین مطالب رو در اختیار شما کار بران قرار بدم.
فعلا با اجازه ی ارازلان گرامی
+
نوشته شده در سه شنبه هفدهم اردیبهشت 1387ساعت 12:30 توسط پیمــــان ارازل
|